ENGLISH IDIOMS: Within Earshot
| Within Earshot | درون گوش رس |
| The Definition: | تعریف: |
| Close enough to something to hear it | به اندازه کافی نزدیک به چیزی است که آن را بشنود |
| Example: | مثال: |
| As soon as I got within earshot of the music, I decided that I really didn't belong there. | به عنوان به زودی به عنوان من درون گوش رس را از موسیقی من تصمیم گرفتم که من واقعا تعلق ندارد وجود دارد. |